

فردا روز مادره
میدونم هیچ کلمه ای توان اینو نداره که ارزشهای مادرو بیان کنه
پس خیلی ساده بگم بهتره
مامان گلم الهی قربونت برممممممممممممم
واسه همه بی خوابیهات . واسه همه زحمتهایی که واسم کشیدی ازت ممنونم
ببخش اگه دختر خوبی واست نبودم
ولی همیشه و همیشه یادت باشه
خیلی دوستتتتتتتتتتتت دارم
روزت مبارککککککککککککککککککک
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 7:44 قبل از ظهر توسط مریم پ
|
چقدر دلم واسه اینجا تنگ شدههههههههههه
چقدر خاطره دارم اینجااااااااااااااا
دلم واسه همه دوستایی که اینجا اومدن تنگه
از همه بیشتر واسه مرجان گلممممممممممم
واسه داداشی مهربونم که این موقعها کمکم میکرد
هر پستش واسم یه عالمه خاطره داره
هر کدومو با چه حال و هوایی نوشتم
گاهی وقتا از خوشی لبریز و گاهی وقتا با غم دمخور بودم
هرچند واسه من قسمتهای غمش بیشتر بوده ولی ..
تا بوده همین بوده این رسم دنیاست
امشبم خیلی دلم گرفته
همیشه وقتی دلم میگرفت اونو با یه قطعه شعر یا متن خالی میکردم
ولی امشب حس اونم ندارممممممممممممم
+
نوشته شده در شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط مریم پ
|
بادها دلتنگند ... دستها بیهوده ... چشمها بی رنگند
شهرها میلرزند ... برگها میسوزند ... یادها می گندند
بازشو تا پرواز ... سبزباش از آواز ... آشتی کن بارنگ ... عشقبازی با ساز
سیبها خشکیده ... یاسها پوسیده
دوستم داشته باش ... عطرها در راهند
دوستت خواهم داشت
بیشتر از باران ... گرمتر از لبخند ... داغ چون تابستان
خواب دیدم در خواب ... آب آبی تر بود
دوستم داشته باش ... دوستت خواهم داشت
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط مریم پ
|
تو را بهانه میکنم
تو را رها نمی کنم
به هر طرف که می روم
تو را ترانه می کنم
تو را زسوی آسمان
تو را به دور از این جهان
کشان کشان به سوی خانه می برم
به سوی خانه دلم
تو مظهر وجود من
تو معبد غرور من
تو را بهانه می کنم
تو را رها نمی کنم
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 2:6 بعد از ظهر توسط مریم پ
|
الهی دل تمنای تو دارد
سرم بر شانه سودای تو دارد
الهی سینه ای ده تابناکم
بکن از آلودگی ها جمله پاکم
خداوندا !
تو را میخوانم به نامی که از درونم لبریز شده است
تو را میخوانم از روحی که تو در وجودم نهفته ای
درگاهت آنقدر با عظمت است که چون منی در آن ناچیزم
اما چون تو خدای منی " حس می کنم همه چیز برای من است.
پروردگارا !
ستایش تو را سزاست
ای آگاه از هر راز نهان
که رحمتت فراگیر است و محبتت اساس آفرین !
همه ما را به کرم خود دریاب.
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 9:45 بعد از ظهر توسط مریم پ
|
ان زمان که شکوفه های براق درخت نیلی اسمان در خاطرت بهار را تجلی می کند
وعظمت بیکران الهی تو را در فضایی مملو از جواهر رها می سازد
و سکوتی سنگین بر وجودت حاکم میشود تا فضای خاطرت را پر کند
به یاد اور که در دور دست پروانه ای در نور ملایم و مهربان مهتاب . عشق و ایثار جاودانه اش را تکرار می کند.
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 2:40 بعد از ظهر توسط مریم پ
|
اول از همه میلاد مولود کعبه رو به همه تبریک میگم
دفتری گر بنویسند ز خوبان جهان
تو به سردفتر خوبان جهان فهرستی
بعدش از همه کسانی که این ایام به اعتکاف میرن التماس دعا دارم
هرچقدر فکرکردم که چی بنویسم که جواب خوبیهای پدر مهربونم باشه کمتر چیزی به ذهنم رسید
چون اونقدر گل و دوست داشتنی و بزرگه که هیچ کلمه ای نمیتونه اونو بیان کنه .
روز به پدر به همه پدرهای گل ایرونی مبارک
همینطور به همه مردایی که هنوز لذت پدرشدنو کسب نکردن
نه شاعرم تا بتونم واسه نگات غزل بگم
نه قادرم تا بتونم واسه چشات قصه بگم
فقط اینو خوب میدونم
تا زنده ام
تا جون دارم
دوستت دارم
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط مریم پ
|
به نسیمی همه راه به هم می ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد؟
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد
عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد
هر چه را عقل به یک عمر به دست آوردست
دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد
آه یک روز همین آه تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 5:22 بعد از ظهر توسط مریم پ
|
درمعبدنگاهت
می خواهم که من
تنها عابد باشم
و در قبله دستانت
من
تنها نمازگذاربر سجاده قلبت
من
تنها گل مریمو در نیت هر لحظه ات
من
تنهاترین وازه
این متنو یکی از دوستای گلم بهم هدیه داد همیشه با خوندنش یه حس خوبی داشتم
گفتم اونو اینجا بنویسمش شاید این دوست من خودش یه روزی بیاد و اینو بخونه
اگه خوند که بهش میگم ازت خیلی ممنونم
+
نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:17 بعد از ظهر توسط مریم پ
|
ای پروردگار بی همتا
ای آرامش دهنده قلبها
ای خدای مهربونم
دوستت دارم
ازت ممنونم که ..........
خدایا شکرت شکرت که نگذاشتی ناامید بشم
توی لحظه ای که دیگه داشتم ناامید میشدم .....
هزار بار ازت ممنون وسپاسگذارم
دوستت دارممممممممممممم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 11:33 بعد از ظهر توسط مریم پ
|